هویتی که زیر آوار جا ماند

آثار تاریخی و فرهنگی در ۱۸ استان ایران در جنگ آسیب دید

آثار تاریخی و فرهنگی در ۱۸ استان ایران در جنگ آسیب دید

به گزارش گلونی، جنگ ۴۰ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد و تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ ادامه یافت، تنها شهرها، زیرساخت‌ها و خانه‌های مردم را زخمی نکرد؛ بخشی از حافظه تاریخی ایران نیز زیر غبار انفجارها ماند. جایی که هر آجر، هر گنبد و هر نقش، روایت قرن‌ها تمدن را در دل خود حفظ کرده بود.
بر اساس آمار نهایی منتشرشده از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، در پایان ارزیابی‌های میدانی مشخص شد ۱۳۲ بنای تاریخی، موزه و محوطه فرهنگی در ۱۸ استان کشور در جریان این درگیری‌ها آسیب دیده یا تخریب شده‌اند؛ آماری که نشان می‌دهد دامنه خسارت‌ها بسیار فراتر از برآوردهای اولیه بوده است. در روزهای پایانی جنگ، مسئولان از آسیب‌دیدگی ۵۶ اثر تاریخی خبر داده بودند، اما با پایان درگیری‌ها و آغاز بررسی‌های تخصصی، ابعاد واقعی خسارت آشکار شد و شمار آثار آسیب‌دیده به بیش از دو برابر افزایش یافت.
کاخی فروریخت، خانه‌ای خاموش شد
آسیب‌ها تنها متوجه چند بنای شاخص نبود. دامنه ویرانی از کاخ‌ها و موزه‌های شناخته‌شده تا خانه‌های تاریخی، کاروانسراها، محوطه‌های باستان‌شناسی، بناهای ثبت ملی و حتی آثار ثبت جهانی را دربر گرفت؛ از قلب شهرهای بزرگ تا روستاهای دورافتاده. جنگ، همچون موجی که پس از افتادن سنگی در آب گسترش می‌یابد، حلقه‌حلقه خود را به دورترین نقاط کشور رساند و میراثی را که قرن‌ها از جنگ‌ها، زلزله‌ها و فرسایش زمان جان سالم به در برده بود، بار دیگر در معرض آسیب قرار داد.
نشان سپر آبی، نماد حمایت از میراث فرهنگی در زمان جنگ، بر فراز بسیاری از این بناها نصب شده بود؛ اما گویا برای خلبانانی که از هزاران کیلومتر آن‌سوتر فرمان حمله می‌گرفتند، این نشانه معنایی نداشت. شاید کسی که هرگز در برابر بنایی با هزاران سال قدمت نایستاده، ارزش آن را نیز درک نکند. هویت تاریخی را نمی‌توان در کارخانه ساخت؛ همان‌گونه که تمدن را نمی‌توان با سرعت تولید یک محصول صنعتی آفرید.
در بسیاری از موارد، بناهای تاریخی هدف مستقیم حملات نبودند، اما موج انفجار، لرزش زمین، ریزش ساختمان‌های مجاور و فشار ناشی از بمباران، پیکره ظریف آنها را زخمی کرد؛ زخم‌هایی که شاید امروز تنها ترک‌هایی کوچک به نظر برسند، اما برای سازه‌هایی که قرن‌ها ایستاده‌اند، می‌توانند آغاز فروریختنی تدریجی باشند.
تهران و اصفهان؛ زخمی‌تر از همیشه
استان تهران بیشترین تعداد آثار آسیب‌دیده را در میان استان‌های کشور به خود اختصاص داد. شماری از کاخ‌ها، موزه‌ها و بناهای ارزشمند تاریخی این استان دچار خسارت شدند و اکنون برای ادامه حیات خود به مرمت، استحکام‌بخشی و مقاوم‌سازی نیاز دارند.
پس از تهران، اصفهان نیز به دلیل همجواری برخی مراکز حساس با بافت تاریخی، آسیب‌های قابل توجهی را تجربه کرد. بخش‌هایی از محدوده تاریخی میدان نقش جهان، مجموعه دولتخانه صفوی که در جنگ پیشین اسرائیل و ایران نیز صدمه دید، تعدادی دیگر از بناهای ارزشمند این شهر از موج انفجارها بی‌نصیب نماندند. علاوه بر این دو استان، آثار تاریخی در لرستان، کردستان، خوزستان، کرمانشاه، بوشهر، قم، فارس، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، البرز، گیلان، مازندران، ایلام و چند استان دیگر نیز آسیب دیدند.
ترک‌هایی که تاریخ را می‌شکنند

آسیب به میراث فرهنگی، تنها شکستن یک دیوار یا فروریختن یک سقف نیست. بسیاری از این بناها همانند نسخه‌ای خطی و نفیس‌اند؛ کوچک‌ترین لرزش می‌تواند ساختار آنها را متزلزل کند و ترک‌های ریز امروز، به مرمت‌های سنگین و گاه غیرقابل جبران فردا بینجامد. به همین دلیل، بلافاصله پس از پایان جنگ، عملیات مستندسازی، پایش سازه‌ای، استحکام‌بخشی و مرمت اضطراری آثار آسیب‌دیده آغاز شد تا از گسترش خسارت‌ها جلوگیری شود.

برآوردهای اولیه نشان می‌دهد این جنگ دست‌کم ۷.۵ همت، معادل حدود ۷ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان، خسارت مستقیم به میراث فرهنگی کشور وارد کرده است. این رقم تنها هزینه بازسازی و احیای ۱۳۲ اثر تاریخی آسیب‌دیده را دربر می‌گیرد و شامل زیان‌های گسترده صنعت گردشگری، کاهش ورود گردشگران، تعطیلی موزه‌ها، لغو تورهای گردشگری، افت درآمد هتل‌ها و آژانس‌های مسافرتی و همچنین هزینه‌های بلندمدت مطالعات فنی، مقاوم‌سازی و حفاظت تخصصی آثار نمی‌شود.

کاخ چهل‌ستون اصفهان
کاخ چهل‌ستون اصفهان
آثار تاریخی و فرهنگی در ۱۸ استان ایران در جنگ آسیب دید

شاید آتش جنگ خاموش شده باشد و سیاستمداران انگشتان خود را از روی ماشه برداشته باشند، اما برای میراث فرهنگی و صنعت گردشگری، جنگ تازه آغاز شده است؛ جنگی بدون صدای انفجار، اما با زخمی عمیق‌تر که گلوی صنعت گردشگری را گرفته است. گردشگری، که پیش از این نیز با مشکلات فراوان دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اکنون با بحرانی تازه روبه‌رو شده است؛ بحرانی که آثار آن نه در روزها، بلکه در سال‌های آینده آشکار خواهد شد. بازگرداندن اعتماد گردشگران، احیای مسیرهای سفر و مرمت آنچه ویران شده، به زمانی طولانی و سرمایه‌ای بسیار فراتر از ارقام اولیه نیاز دارد.

هویتی که زیر آوار نمی‌ماند
میراث فرهنگی، مجموعه‌ای از ساختمان‌های کهن نیست؛ حافظه یک ملت است. هر کاخ، هر پل، هر خانه تاریخی و هر محوطه باستانی، صفحه‌ای از کتاب هویت ایران به شمار می‌آید. هنگامی که این بناها آسیب می‌بینند، تنها سنگ و آجر فرو نمی‌ریزد؛ بخشی از حافظه جمعی یک سرزمین زخمی می‌شود.
جنگ ۴۰ روزه پایان یافته است، اما رد آن همچنان بر دیوارهای ترک‌خورده بناهای تاریخی دیده می‌شود؛ یادگاری تلخ از روزهایی که صدای انفجار، سکوت چندصدساله کهن‌ترین یادگارهای ایران را شکست. با این همه، تاریخ ایران بارها از دل ویرانی برخاسته است. امروز نیز مسئولیت ما تنها تماشای آوارها نیست؛ زیرا ما هرگز بی‌تفاوت به تماشا نخواهیم نشست؛  وظیفه ما حفظ آن چیزی است که هنوز ایستاده و احیای آن چیزی است که می‌توان دوباره به زندگی بازگرداند. زیرا هویتی که قدمت هزاران سال دارد و از همان عصر حجر نیز متمدن بوده است، هرچند زیر آوار بماند، هرگز دفن نمی‌شود.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
در گلونی بیشتر بخوانید: مصونیت آثار تاریخی و رازی که هنوز سر به مهر دارد
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
به بالا بروید