مصونیت آثار تاریخی و رازی که هنوز سر به مهر دارد

جنگ دوازده روزه با آسیب کم به آثار تاریخی و تعطیلی موزه‌ها همراه بود

جنگ دوازده روزه با آسیب کم به آثار تاریخی و تعطیلی موزه‌ها همراه بود

مصونیت آثار تاریخی و رازی که هنوز سر به مهر دارد

به گزارش گلونی، جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل که از ۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴ ادامه داشت، مدت‌هاست به پایان رسیده؛ اما در گوشه‌ای از حافظه جمعی ایرانیان، هنوز پرونده‌ای باز مانده است؛ پرونده‌ای که نه صدای انفجار دارد و نه دود و آتش، اما پرسش‌هایش همچنان در فضای میراث فرهنگی کشور معلق مانده است؛ پرسشی که من آن را اینگونه مطرح می‌کنم: آثار تاریخی ایران در آن روزها چه بر سرشان آمد؟
کنجکاوی و نگرانی که بیشتر می‌شود
نزدیک به یک سال از پایان جنگ گذشته، اما هنوز گزارش جامع و شفافی از میزان خسارت‌های احتمالی واردشده به میراث فرهنگی و زیرساخت‌های گردشگری کشور منتشر نشده است. این سکوت، مانند دری بسته بر اتاقی تاریک است؛ هرچه زمان می‌گذرد، کنجکاوی و نگرانی درباره آنچه پشت این در پنهان مانده بیشتر می‌شود.
همزمان با آغاز درگیری‌ها، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی مجموعه‌ای از تدابیر اضطراری را به اجرا گذاشت. موزه‌ها تعطیل شدند، دسترسی به برخی محوطه‌های تاریخی محدود شد و اشیای ارزشمند به مخازن امن انتقال یافتند؛ گویی حافظان میراث ملی می‌کوشیدند پیش از رسیدن طوفان، چراغ‌های یک خانه قدیمی را از گزند باد حفظ کنند.
پس از برقراری آتش‌بس، مقام‌های این وزارتخانه اعلام کردند که هیچ آسیب مستقیمی به آثار شاخص و موزه‌های کشور وارد نشده است. یونسکو نیز در ارزیابی‌های اولیه خود، بر پایه تصاویر ماهواره‌ای و شبکه‌های پایش، از ثبت نشدن خسارت تأییدشده به سایت‌های میراث جهانی ایران خبر داد. اما در همان روزها، روایت‌های دیگری نیز در میان خبرها جریان داشت؛ روایت‌هایی که نه آن‌قدر پررنگ بودند که به تیترهای اصلی تبدیل شوند و نه آن‌قدر کم‌اهمیت که بتوان از کنارشان گذشت.
در تهران، خبرهایی درباره تأثیر موج انفجار و ریزش بخشی از آوار در محدوده کاخ گلستان منتشر شد. اگرچه آسیب جدی به این مجموعه تاریخی تأیید نشد، اما ماجرا بار دیگر این واقعیت را یادآوری کرد که بناهای تاریخی، همچون سالمندانی نجیب، گاه از ضربه‌ای که به آن‌ها وارد نمی‌شود نیز آسیب می‌بینند. موج انفجار، حتی اگر دیواری را فرو نریزد، می‌تواند در تار و پود یک بنای کهن رد خود را باقی بگذارد.
در اصفهان نیز گزارش‌هایی از شکستن شیشه‌ها و آسیب‌های جزئی در بخش‌هایی از بافت تاریخی اطراف میدان نقش جهان و مجموعه دولتخانه صفوی منتشر شد. هرچند کالبد اصلی این آثار پابرجا ماند، اما همین خبرها کافی بود تا نگرانی‌ها درباره امنیت میراث تاریخی کشور در شرایط بحرانی دوباره جان بگیرد.
خرم‌آباد نیز روزهایی پراضطراب را پشت سر گذاشت. گزارش‌هایی از آسیب به ساختمان‌های جانبی و فضاهای پیرامونی قلعه فلک‌الافلاک منتشر شد؛ قلعه‌ای که قرن‌ها جنگ، حکومت و تغییرات تاریخی را از سر گذرانده و همچنان بر فراز شهر ایستاده است. مسئولان محلی تأکید کردند که سازه اصلی بنا آسیبی ندیده، اما پرسش‌ها درباره جزئیات خسارت‌های احتمالی همچنان بی‌پاسخ ماند.
در سیراف بوشهر نیز خبرهایی از آسیب دیدن چند خانه تاریخی در بافت قدیمی شهر منتشر شد. خانه‌هایی که سال‌ها در برابر رطوبت، فرسایش و گذر زمان ایستادگی کرده بودند و این بار گفته شد از موج انفجار و تبعات غیرمستقیم حملات آسیب دیده‌اند.
جنگ دوازده روزه با آسیب کم به آثار تاریخی و تعطیلی موزه‌ها همراه بود

اگر آثار تاریخی از تخریب گسترده گریخته باشند، صنعت گردشگری بی‌تردید یکی از خاموش‌ترین قربانیان این جنگ بوده است؛ قربانی‌ای که صدای فروریختن دیوارهایش شنیده نمی‌شود.

در روزهای جنگ، موزه‌ها تعطیل شدند، تورهای گردشگری یکی پس از دیگری لغو شدند و بسیاری از گردشگران خارجی برنامه سفر خود به ایران را کنار گذاشتند. خیابان‌هایی که در فصل گردشگری میزبان مسافران بودند، خلوت‌تر شدند و کسب‌وکارهای وابسته به سفر با رکودی ناگهانی روبه‌رو شدند.

بزرگ‌ترین خسارت جنگ در این حوزه شاید نه در سنگ و آجر، بلکه در اعتماد و اطمینان نهفته باشد. صنعت گردشگری بیش از هر چیز بر احساس امنیت بنا شده است و جنگ، حتی اگر کوتاه باشد، می‌تواند این احساس را برای مدت‌ها خدشه‌دار کند.

موزه هنرهای معاصر ایران
موزه هنرهای معاصر ایران
آنچه که گفته نشد

برآیند گزارش‌های رسمی و ارزیابی‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل به تخریب گسترده و تأییدشده آثار شاخص میراث فرهنگی کشور منجر نشده است. با این حال، گزارش‌های محلی از آسیب‌های محدود در چند نقطه تاریخی و خسارت‌های اقتصادی قابل توجه در حوزه گردشگری حکایت دارند.

مسئله اما تنها خود خسارت‌ها نیست؛ مسئله، ابهامی است که پیرامون آن‌ها شکل گرفته است. میراث فرهنگی، دارایی یک نهاد یا یک سازمان نیست؛ حافظه یک ملت است. حافظه‌ای که اگر زخمی شده باشد، باید درباره آن سخن گفت و اگر آسیبی ندیده باشد، باید با شفافیت از سلامت آن خبر داد.

سکوت طولانی در برابر پرسش‌های افکار عمومی، بیش از آنکه آرامش ایجاد کند، بر دامنه تردیدها می‌افزاید. نمی‌دانم شاید تشبیهی جز این نمی‌توانم بنویسم که سکوت گاهی شبیه مه غلیظی است که بر یک چشم‌انداز تاریخی مینشیند و نه چیزی را آشکار می‌کند و نه اجازه می‌دهد واقعیت به‌درستی دیده شود. در چنین شرایطی، انتشار یک گزارش جامع و مستند می‌تواند به بسیاری از پرسش‌ها پاسخ دهد؛ پرسش‌هایی که نزدیک به یک سال است بی‌جواب مانده‌اند.

اگر آسیبی وجود نداشته، شفافیت بهترین خبر است. اگر خسارتی وارد شده، هرچند محدود، پنهان ماندن آن کمکی به حفاظت از میراث فرهنگی نخواهد کرد. آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، روشن شدن واقعیت است؛ واقعیتی که خبر از مصونیت آثار تاریخی می‌دهد و اسراری که همچنان پشت درهای بسته مانده و رازش سر به مهر است.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
در گلونی بیشتر بخوانید: پرونده جنگ 12 روزه
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
به بالا بروید