تهران، شهری که خانههایش سقف دارد اما روح نه
به گزارش گلونی، تهران روزی شهری بود که از میان باغهای انار، توت و چنار نفس میکشید. شهری که خانههایش نه فقط محل سکونت، بلکه بخشی از هویت و سبک زندگی مردم بودند. آقامحمدخان قاجار در سال ۱۱۶۵ خورشیدی تهران را به عنوان پایتخت انتخاب کرد؛ شهری که آن روزها هنوز ردپای طبیعت در کوچههایش دیده میشد و خانههایش بوی زندگی میدادند.
امروز اما چهره تهران تغییر کرده است. اگر روزگاری درختان، سایهبان خانهها بودند، اکنون برجها و دیوارهای سیمانی جای آنها را گرفتهاند. گویی شهر، آرامآرام لباس سبز خود را از تن درآورده و جامهای از بتن و آهن پوشیده است. باغهایی که روزگاری ریههای تهران بودند، یکی پس از دیگری فروخته شدند و جای خود را به ساختمانهایی دادند که بیشتر برای فروش ساخته میشوند تا برای زندگی کردن.
دیگر کسی در تهران خانه نمیسازد
مشکل اصلی تنها افزایش جمعیت نیست. هیچکس نمیتواند ضرورت ساختوساز در شهری به بزرگی تهران را انکار کند، اما توسعه شهری زمانی ارزشمند است که کیفیت زندگی نیز در کنار آن رشد کند. بخش قابل توجهی از ساختمانهای امروزی تهران، بیش از آنکه خانه باشند، به جعبههایی شبیهاند که تنها برای اسکان طراحی شدهاند. نور طبیعی در بسیاری از آنها به مهمانی کوتاهمدت تبدیل شده است. پنجرههایی که رو به دیوار ساختمان مجاور باز میشوند، فرصتی برای ورود روشنایی و جریان هوا باقی نمیگذارند. در چنین شرایطی میتوان گفت که دیگر کسی در تهران خانه نمیسازد؛ خانه دیگر پناهگاه آرامش نیست؛ اتاقکی است که تنها نیاز اولیه سکونت را برطرف میکند.
از سوی دیگر، حذف تدریجی تراسها و فضاهای نیمهباز نیز به یکی از ویژگیهای معماری امروز تبدیل شده است. تراسهایی که زمانی پل ارتباطی خانه با آسمان بودند، اکنون قربانی افزایش متراژ مفید و سود بیشتر شدهاند. گویی در رقابت میان کیفیت زندگی و تعداد مترهای قابل فروش، همیشه کفه ترازو به نفع متراژ سنگینتر است.
معماری را میتوان به موسیقی تشبیه کرد؛ همانطور که کنار هم قرار گرفتن چند نت بهتنهایی یک اثر ماندگار خلق نمیکند، چیدن چند دیوار و سقف نیز الزاماً خانه نمیسازد. خانه زمانی شکل میگیرد که نور، هوا، آرامش، زیبایی و حس تعلق در آن جریان داشته باشد. در غیر این صورت، ساختمان هرچقدر هم مدرن و گرانقیمت باشد، تنها محلی برای گذران شب و استراحتی موقت خواهد بود.
تهران امروز بیش از هر زمان دیگری به بازنگری در شیوه ساختوساز نیاز دارد. توسعه شهری زمانی معنا پیدا میکند که کیفیت زندگی شهروندان نیز همپای آن رشد کند. شهرسازی اصولی تنها به معنای افزایش تعداد ساختمانها نیست؛ بلکه به معنای خلق فضاهایی است که انسان بتواند در آنها زندگی کند، نفس بکشد و احساس تعلق داشته باشد.
شاید آقامحمدخان در دوران کوتاه سلطنت خود برنامهای برای توسعه گسترده تهران نداشت و تغییرات اساسی این شهر در دورههای بعدی رقم خورد، اما آنچه امروز اهمیت دارد، نگاه آیندهنگر به معماری و شهرسازی است. تهران برای ادامه حیات خود به خانههایی نیاز دارد که فراتر از دیوار و سقف باشند؛ خانههایی که دوباره روح زندگی را به ساکنانشان بازگردانند.
تهران، شهری است که اگر خانههایش از نور، طبیعت و آرامش خالی شود، آرامآرام بخشی از هویت خود را نیز از دست خواهد داد. تهران هنوز زنده است، اما برای نفس کشیدن، به معماریای نیاز دارد که انسان را در مرکز توجه قرار دهد.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
