جنگ جنوب ندارد
به گزارش گلونی رضا ساکی در کانال تلگرام خود با نگاهی به ادبیات شکلگرفته در روزهای جنگ و واکنشهای اجتماعی به آن نوشت. او در این یادداشت به یکی از تعبیرهایی میپردازد که در روزهای اخیر بیشتر شنیده میشود و از زاویهای متفاوت به نسبت ما با جنگ و جغرافیا نگاه میکند:
«من جنوبم» قشنگ است. «ما همه جنوبیم» هم قشنگ است. «جنوب یعنی ایران» هم جمله خوبی است اما ته این راه و این جملهها بنبست است. چرا؟ توضیح میدهم.
ما عادت داریم بگوییم سیل گلستان، لرستان، خوزستان و… یا مثلا بگوییم سیل مشهد. عیب ندارد سیل را این طور توضیح بدهیم. به هر حال سیل در شیراز اتفاق افتاده است و میتوانیم تیتر بزنیم: «سیل در شیراز کشته داد». زمینلرزه هم همینطور. سیل و زمینلرزه حوادثی منطقهای هستند که البته میتوانند تبدیل به فاجعه ملی و اندوه ملی هم بشوند اما ذاتا حوادثی منطقهای به شمار میروند و مثلا میشود مجموعهای از سیلها را در گیلان و مازندران و گلستان در یک دسته به نام سیل شمال ایران قرار داد.
جنگ اما این طور نیست. جنگ که بدترین بلای انسانی است را نباید منطقهای کرد یا منطقهای فرض کرد. چون جنگ در یک نقطه نمیماند. مانند یک رودخانه و سیلاش نیست و یک گسل و زلزلهاش. جنگ خانه همه را خراب میکند. هر خانهای را به نوعی. هر تنی را به نوعی و هر آرزویی را به روشی. همه را از دم تیغ میگذارند.
جنگ جنوب ندارد
اگر به هر عنوانی از واژه «جنوب» در شعارها و نوشتههایمان استفاده کنیم، ناخودآگاه و ناخواسته جنگ را تقسیم میکنیم. جنوب را از ایران جدا میکنیم. یقین دارم همه کسانی که از جنوب و جنگ مینویسند؛ دلشان با مردم است و نگران، اما اگر همینطور پیش برویم، کمکم جنگ میشود جنگ جنوب و کار ما میشود نوشتن از جنگ جنوب. جنگ اما جنگ ایران است و جنگ در ایران. از همان لحظهای که نقطهای در ایران درگیر میشود همه ایران درگیر میشود و جنگ، شرق و غرب و شمال و جنوب ندارد. چون ایرانی، شمالی و جنوبی و شرقی و غربی ندارد.
پس در جنوب یا جنوب ایران نیست که جنگ هست، در ایران است که جنگ اتفاق افتاده است.
و ما؟ ما نگران همدیگریم. ما نگران ایرانیم.
پایان پیام
بیشتر بخوانیم: یک شب از شب های خوزستان
