سفر کارت؛ دقیقا برای کدام گردشگر؟
به گزارش گلونی، در روزهایی که یک خانواده چهار نفره ایرانی برای چند روز سفر رفتن باید حساب چند ماه زندگی را روی کاغذ بیاورد، «سفر کارت» بانک دی معرفی شده است؛ خدمتی برای گردشگران خارجی که قرار است پرداختهای ریالی آنها را در ایران ساده و امن کند و امکان استفاده از شبکه پرداخت کشور را برایشان فراهم آورد.
خبر را که میخوانی، یک لحظه فکر میکنی شاید بخشی از خبر را جا انداختهای. شاید اتفاق تازهای در گردشگری افتاده، شاید ورود گردشگران خارجی آنقدر رونق گرفته که حالا مسئله اصلی، راحتتر کردن پرداخت آنهاست؛ اما نه، ماجرا همان گردشگری است که ماههاست با هزار مسئله دستوپنجه نرم میکند؛ فقط این بار یک کارت بانکی هم به فهرست راهحلها اضافه شده است.
برای خانواده ایرانی، سفر دیگر آن برنامه سادهای نیست که بتوان برای تعطیلات دربارهاش تصمیم گرفت. چهار نفر باید هزینه رفتوآمد، اقامت، غذا و تفریح را کنار بگذارند و تازه نگران تغییر قیمتها هم باشند. در اقتصادی که قیمتها ثبات چندانی ندارند، سفر از یک انتخاب معمولی به تصمیمی پرهزینه تبدیل شده است. خیلیها سفر را حذف کردهاند. نه از سر بیعلاقگی؛ از سر حسابوکتاب و قیمتهای بیثبات.
در همین فضای اقتصادی، گردشگری خارجی هم با مسائل خودش روبهروست. ورود گردشگر، امکان برنامهریزی برای سفر، تصویر امنیتی و سیاسی ایران، محدودیتهای پرداخت، نوسان نرخ ارز و بیثباتی اقتصادی، همه بخشی از همان شرایطی هستند که پیش از رسیدن گردشگر به مرحله پرداخت باید حل شوند. گردشگر هنوز به هتل نرفته که کارت لازم داشته باشد. هنوز وارد موزه نشده که قرار باشد هزینه بلیت را با این کارت بپردازد. هنوز در تور شهری ننشسته که راهنما برایش خدمات ارائه کند.
مسئله گردشگری، قبل از صدور سفر کارت شروع میشود
این فاصله بین گردشگر داخلی و خارجی را میشود در وضعیت فعالان گردشگری هم دید. راهنمایانی که زمانی برای فصلهای مختلف سال برنامه کاری داشتند، حالا با کاهش تور و مسافر مواجهاند. بخشی از مجموعههای گردشگری با محدودیت فعالیت یا کاهش مراجعه روبهرو هستند. سایتها و جاذبههایی که باید بخشی از مسیر گردشگر باشند، با شرایط عادی فعالیت نمیکنند.
وقتی راهنمای گردشگری عملاً بیکار است، مسئله او ابزار پرداخت گردشگر نیست؛ خود گردشگر است. وقتی یک سایت گردشگری تعطیل یا نیمهفعال است، کارت بانکی قرار نیست در آن را باز کند. وقتی اقتصاد قابل پیشبینی نیست و قیمت ارز در فاصله کوتاهی تغییر میکند، یک ابزار پرداخت نمیتواند هزینه سفر را برای گردشگر قابل پیشبینی کند. با این حال، باز هم راهحل از جایی ارائه شده که در انتهای مسیر قرار دارد.
«سفر کارت» شاید برای گردشگری که وارد ایران شده، کارت کاربردی باشد. تسهیل پرداخت میتواند بخشی از زیرساخت مورد نیاز گردشگر خارجی باشد. اما تبدیل کردن چنین خدمتی به نشانهای از رونق گردشگری، تصویر عجیبی از وضعیت موجود ارائه میدهد. چون رونق گردشگری را نمیشود از روی تعداد کارتهای صادرشده فهمید.
گردشگری زمانی معنا دارد که هتل اتاق پر داشته باشد، راهنما تور داشته باشد، موزه بازدیدکننده داشته باشد، رستوران مشتری داشته باشد و شهر از حضور مسافر درآمد کسب کند.
در طرف دیگر ماجرا، مردم ایران ایستادهاند؛ مردمی که برای سفر داخلی هم باید چند برابر گذشته هزینه کنند و برای بسیاری از آنها سفر به انتهای فهرست مخارج ضروری زندگی رانده شده است. این همان نقطهای است که تناقض بیشتر خودش را نشان میدهد. از یک طرف، سفر برای شهروند ایرانی روزبهروز دورتر میشود؛ از طرف دیگر، برای گردشگر خارجی ابزار پرداخت طراحی میکنیم.
اصل داشتن سفر کارت ایرادی ندارد. مسئله، زمان و زمینهای است که این راهکار در آن ارائه شده است. در کشوری که گردشگری با مشکل جذب مسافر، بیثباتی اقتصادی، محدودیتهای ورود و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکند، کارت بانکی نمیتواند جای سیاست گردشگری را بگیرد.
اگر قرار است از رشد گردشگری حرف بزنیم، باید آثارش در زندگی کسانی دیده شود که از گردشگری درآمد دارند؛ نه فقط در معرفی یک محصول بانکی تازه. فعلاً اما ما کارت داریم، نوسان قیمت داریم، راهنمای بیکار داریم، سایتهای کممخاطب داریم و مردمی که سفر را از سبد هزینهشان حذف کردهاند. در میان تمام این داشتهها اما مسافر را نداریم.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
