صلح چه واژه غریبی است
به گزارش گلونی، فرقی نمیکند در آسیا باشی یا اروپا؛ جنگ را میشناسی، همان واژهای که همه میدانند نقطه مقابلش صلح است. جنگ را در کتابهای تاریخ خواندهای، در خبرها دیدهای، صدای آژیرش را شنیدهای و شاید حتی یک روز زندگیات را از زیر آوارش جمع کرده باشی.
اما در خاورمیانه قصه چیز دیگری است. اینجا جنگ فقط یک واژه نیست؛ بخشی از حافظه جمعی آدمهاست. بخشی از زندگی روزمره آنهاست.
اینجا صلح اما بیشتر شبیه یک واژه تزئینی است؛ چیزی که روی کاغذ مینویسند، روی دیوارها میکشند و نمادش را یک کبوتر سفید میگذارند. کبوتری که قرار است پیامآور آرامش باشد، اما سالهاست در آسمان این منطقه جایی برای پرواز ندارد.
در خاورمیانه مردم صلح را میشناسند، اما نه از تجربهاش؛ از تعریفش. میدانند صلح یعنی چه، چون بارها در کتابها خواندهاند. میدانند نمادش کبوتر سفید است، چون تصویرش را دیدهاند. اما چند نسل است که کمتر کسی فرصت کرده معنای واقعی زندگی در صلح را تجربه کند.
هر بار جنگی آغاز میشود، دوباره همان تصاویر تکرار میشوند؛ کودکی که دیگر به مدرسه نمیرود، خانهای که دیگر خانه نیست، پدری که چشمانتظار فرزندش میماند، مادری که باید جای اسباببازیهای کودک را با خاطرههایش پر کند.
عروسیای که قرار بود آغاز یک زندگی باشد، تبدیل به عزا میشود و زنی، به جای لباس سفید، رخت سیاه بر تن میکند؛ برای مردی که قرار بود سالها عشق را با او زندگی کند.
و در تمام این سالها، جهان چه کرده است؟
جهان فقط بیانیه داده است. ابراز نگرانی کرده است. ابراز تأسف کرده است. جلسه برگزار کرده است. قطعنامه صادر کرده است. دوباره ابراز نگرانی کرده و بعد، به سراغ خبر بعدی رفته است.
سازمان ملل، این نهاد بینالمللی، گاهی آنقدر در میان کلمات دیپلماتیک گرفتار میشود که فراموش میکند پشت هر عدد و آمار، یک آدم ایستاده است. یک کودک. یک مادر. یک پدر. یک خانواده.
انسانی که قرار نبود قربانی اختلاف دولتها، سیاستها و منافع قدرتها باشد و صلح قرار نبود فقط در سخنرانیها وجود داشته باشد.
صلح چه واژه غریبی
قرار نبود هر بار که جنگی شروع میشود، جهان چند روزی درباره «ضرورت صلح» حرف بزند و بعد همهچیز به روال سابق برگردد. قرار نبود صلح فقط چیزی باشد که سیاستمداران هنگام گرفتن عکس از آن حرف بزنند و مردم، در زندگی واقعی، هزینه نبودنش را با جان و آیندهشان پرداخت کنند.
صلح، اگر قرار است معنایی داشته باشد، باید جایی در زندگی آدمها دیده شود؛ در مدرسهای که کودکی با خیال راحت واردش میشود، در خانهای که شب را بدون ترس به صبح میرساند، در عروسیای که به عزا تبدیل نمیشود و در مادری که مجبور نیست سیاهپوش فرزندش شود.
شاید برای بسیاری از مردم جهان، صلح یک وضعیت بدیهی باشد؛ چیزی که نبودنش استثناست. اما برای بخش بزرگی از خاورمیانه، صلح سالهاست به یک رؤیا تبدیل شده است. واژهای غریب که هنوز میتوان آن را روی کاغذ نوشت.
البته اگر آدمها، میان این همه جنگ، هنوز یادشان مانده باشد که صلحی هم وجود دارد.
پایان پیام
نویسنده: زهره درگاهی
