کودکان را از دلالان فضای مجازی نجات دهید

کودکان را از دلالان فضای مجازی نجات دهید

کودکان را از دلالان فضای مجازی نجات دهید

به گزارش گلونی، حریم شخصی کودک چیزی نیست که بشود از سر احساسات ساده یا سهل‌انگاری از کنارش گذشت. این روزها فاصله بین دنیای واقعی و مجازی کمتر از فاصله بین دو اسلاید در استوری است. کافی‌ است گوشی‌ات شارژ داشته باشد و اینترنت وصل باشد تا وارد دنیایی شوی که همه چیز هست، جز مرز مشخص برای حقوق و حریم افراد؛ به‌خصوص بچه‌ها که بسیار آسیب‌پذیر هستند.

حالا چرا این حرف‌ها را می‌زنم؟ راستش را بخواهید، من سال‌ها در حوزه کودک مطالعه و تحقیق کرده‌ام. فکر می‌کردم همه چیز را درباره روان کودک می‌دانم، اما از وقتی صدای ناز یک نوزاد پنج‌ماهه یعنی برادرزاده عزیزم، گاهی در خانه‌مان می‌پیچد، تازه دارم متوجه می‌شوم که دروس تئوری کجا و آنچه در واقعیت می‌بینم کجا. حقیقت را بگویم حالا به لطف وجود گوشه قلبم بیشتر از همیشه می‌دانم که کودک، حریمی دارد که از مرزهای فیزیکی فراتر می‌رود.

ماجرا از وقتی شروع شد که یکی از فعالان فضای مجازی پیام داد، با همان لحن‌ مدیران موفق که آلاگارسون جلو دوربین می‌نشینند و راه‌های درآمد میلیاری را آموزش می‌دهند، سلام وقت بخیر گفت و یک راست رفت سر  پیشنهاد کاری که داشت. پیشنهاد کاری این بود: بیایید برای ما تولید محتوا کنید، و در مقابلش حقوق و مزایای حسابی دریافت کنید.

من هم انسان هستم و مجاز به اشتباه برای همین کمی وسوسه شدم. راستش را بخواهید، مبلغ پیشنهادی‌شان طوری بود که چشمم برق زد و ذهنم با نرخ تورم و قیمت اجناس مصرفی و خرج‌های واجب، شروع به محاسبه کرد. اما هنوز قند توی دلم آب نشده بود که جمله بعدی‌شان همه چیز را نابود کرد:

«اگر در مسیر تولید محتوا از کودک یا نوجوان استفاده کنید، درصد بیشتری به شما تعلق می‌گیره.»

اینجا بود که عمه‌ درونم با مشت گره کرده محکم به در ذهنم کوبید و فریاد زد: «نه!» آنقدر صدای ذهنم بلند بود که فعال فضای مجازی هم شنید. دیگر کار از شوخی گذشته بود. گفتم: «فکر کردید کی هستید که اجازه می‌دید از بچه به‌عنوان ابزار بازدید استفاده بشه؟!»

به ایشان گفتم که کودک، کار نمی‌کند؛ کودک، بازی می‌کند. کودک نباید در فضای مجازی، با ناز و لبخند قربانی لایک‌ها و کامنت‌ها شود. اما در کمال وقاحت، آن فرد محترم (که دیگر محترم نیست) پاسخ داد:

«مگه گفتم بچه رو بفرست سر معدن؟ چندتا فیلم بگیر دیگه!»

اینجا بود که آستانه تحملم تمام شد. گفتم: « یعنی یکی نیست که به تو دلال‌ فضای مجازی حالی کنه که کودک‌کار فقط اون نیست که با دست‌های کوچکش آجر جابه‌جا می‌کنه. همینی که تو می‌خوای کودک رو ابزار کسب درآمد مجازی کنی، یعنی وارد کردن بچه به دنیای کار. تازه از آسیب‌های روانی و تروماهایی که ممکنه سال‌ها بعد سر باز کنن هم خبری نداری.»

 بله، آخر قصه هم که مشخص است، دلالان فضای مجازی، که یکی از آن‌ها ایشان بود من را بلاک کردند. البته انتظار هم نداشتم کسی که کودکی را پله صعود خودش می‌بیند، گوش شنوا برای دو کلام حرف حساب داشته باشد.

والدین عزیز کودکان خود را از دلالان فضای مجازی دور کنید

اما عزیزان، مخاطبان گرامی، پدرها، مادرها، عمه‌ها، عموها، هر کسی که دستی در تربیت کودکان دارد، لطفا حرف‌های من را بادقت بخوانید. فضای مجازی جای کودک نیست و کودکان خود را از دلالان فضای مجازی دور کنید. حتی اگر با اسم‌های فریبنده مثل «کودک اینفلوئنسر» یا «بازیگر آینده‌دار» معرفی شود.

فضای مجازی با تمام جذابیت‌هایش، می‌تواند تبدیل به یک سرزمین ترسناک و ناامن برای کودکان شود. دسترسی بی‌مرز به تصاویر و محتوای نامناسب، فشار روانی ناشی از دیده شدن و مقایسه شدن، ایجاد احساس بی‌ارزشی در صورت کم شدن لایک و بازدید، و وابستگی به گوشی و اینترنت فقط بخش کوچکی از آسیب‌هایی‌ست که در کمین کودکان است.

کودک باید زندگی کند، نه اجرا. باید بخندد، بازی کند، زمین بخورد، بلند شود، نقاشی بکشد و حتی حوصله‌اش سر برود؛ نه این‌که نگران ژست بعدی در ویدیو هنگام آرایش کردن باشد.

در پایان، خطاب به برادرزاده کوچکم:

گوشه قلبم تو فقط پنج‌ماهته، ولی عمه‌ات قول می‌دهد تا وقتی هست، نگذارد تو قربانی فیلترها، چالش‌ها و آمار بازدید دلالان فضای مجازی شوی.

والدین عزیز بدانید و آگاه باشید که کودکان باید کودک بماند، نه ابزار کسب درآمد دلالان فضای مجازی.

پایان پیام

نویسنده: زهره درگاهی

در گلونی بیشتر بخوانید: چگونه با آرامش تجمل گرایی پسرمان را مدیریت کنیم
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
به بالا بروید