معرفی فیلم سینمایی علاءالدین Aladdin و خاطره بازی با روایتی نوآورانه
دزد خیابانی به نام علاءالدین، در خیابانهای آگرابا، روزگار میگذراند. او اتفاقی با شاهزاده یاسمین آشنا شده و به او دل میبازد.
دزد خیابانی به نام علاءالدین، در خیابانهای آگرابا، روزگار میگذراند. او اتفاقی با شاهزاده یاسمین آشنا شده و به او دل میبازد.
سختیهای ماندن در خانه کم نیست، اما چندتا مهارت خوب نصیبمان کرد. این روزها هم میگذرد؛ خاطرات من و دخترم در روزهای قرنطینه.
عملاً به دانشآموز کلاس سومی تبدیل شدهام که باید حواسش به تکالیف و درس باشد. باربا ماما عوض میشود. خاطرات من و دخترم در روزهای قرنطینه.
تعطیلات از یک حدی که بگذرد ممکن است وارد مراحل عجیب و غریبی شود. آیا تا به حال گاوی بین علفها را در خانه دیدهاید؟ خاطرات من و دخترم در روزهای قرنطینه.
اگر میتوانستم فکر دخترم را بخوانم به چه چیزهایی میرسیدم؟ مادری که لااقل از کلاس زبان بهتر است؛ خاطرات من و دخترم در روزهای قرنطینه.
میدانستم شیوه درس خواندن بچههای امروز با زمان ما خیلی فرق دارد، ولی نه اینقدر زیاد. معلمی شغل بسیار سختی است؛ خاطرات من و دخترم در دوران قرنطینه.
بعد از تمام شدن کتابها تازه متوجه اشتباه هولناکم شدم، ولی چه فایده که دیگر سودی نداشت. خرید کتاب و یک اشتباه بزرگ؛ خاطرات من و دخترم در روزهای قرنطینه.
من نمیدانم در این فیلمها چطور موهای دختربچهها همیشه منظم و صاف و شیک است؟ روزی که آرایشگر شدم؛ خاطرات یک مادر و دختر در روزهای قرنطینه.
در زیر بخشی از خاطرات اربعین را که حاضرین در این مراسم در شبکه اجتماعی خود منتشر کردند را میخوانیم. خاطراتی شیرین و دلنشین از زبان حاضرین.