نامه ای از طرف یک سوسک حمام به ستوه آمده به آدمیزاد ترسو
شاخک چرا باید ترس داشته باشد؟ دو تا خط نازک است که حرکت میکنند. نامه ای از طرف یک سوسک حمام به ستوه آمده به آدمیزاد ترسو.
شاخک چرا باید ترس داشته باشد؟ دو تا خط نازک است که حرکت میکنند. نامه ای از طرف یک سوسک حمام به ستوه آمده به آدمیزاد ترسو.
تنها فرق شغل خواستگار و شغل خواهرم این بود که ایشان اموال مردم را نزد خود به امانت نگه میداشت. نامه ای به یک حسابدار و دردسرهای مدیریت اموال مردم.
دیدند تالاب دارد خشک میشود؛ پر از نمک هم هست و این نمکها میچسبد به پاهای نازکتان. نامه ای به یک جوجه فلامینگوی لج درار دریاچه بختگان.
خوب جوجه حسابی، شما فوقش یا کابوس دیدهای که گربه یک لقمه چپت کرده یا مثلاً یک کلاغی به شما حمله کرده است. نامه ای به پرندگان وراج دم صبح.
مراکشیها سالها روغن آرگان را رو نمیکردند که فقط خودشان خوشگل بشوند؛ ولی بعد که دیدند از اینی که هستند بهتر نمیشوند، جهانیاش کردند.
از سال 1420 دیگر بیمارستانها، مطبها، فیزیوتراپیها و آزمایشگاهها پر شد از یک سری پیر و پاتال. نامه ای به سال 1430 و هشدار در مورد دهه شصتی ها.
مشکل از وقتی حادتر شد که قرار بود مشتری لباس را پرو کند. یک جاهایی تنگ بود و یک جاهایی گشاد. داستان گلپری و مشکلاتش در خیاطی.
به شما عرض کردم، نزدیک جوبها نشو؛ داخل جوب بیفتی، شما را با معتادها اشتباه میگیرند و بیتعارف میزنند. نامه هیرمان به روح گورخر آفریقایی فقید.
کمی دچار بحران هویت شده بودم. درخواست روانشناس کردم که گفتند ما برای خودمان هم پیش روانشناس نمیرویم. نامه ای از طرف هیرمان به گورخر آفریقایی.