رفتن ترس داشت اما من باید میرفتم
قبل از بیدار شدن مرغها و صاحبخانه که من خروس عزیز کردهاش بودم و چشم امیدش به زادو ولد و داشتن مرغها و خروس بیشتر. رفتن ترس داشت اما من باید میرفتم.
قبل از بیدار شدن مرغها و صاحبخانه که من خروس عزیز کردهاش بودم و چشم امیدش به زادو ولد و داشتن مرغها و خروس بیشتر. رفتن ترس داشت اما من باید میرفتم.
اینجا جای عجیبی است انگار خروس دیگری جز من نیست. یا اینکه من آنقدر خوبم که دیگران به چشمشان نمیآیند. همیشه یکی هست که حسرت زندگیاش را بخوریم.
به دستور رئیس جمهور اطلاعات مدارک تحصیلی شهروندان عمومی میشود. عمومی شدن مدارک تحصیلی ملت به دستور دولت چه اما و اگرهایی دارد؟
میپرسم فهمیدی چه گفتم؟ میگوید یک ساعت بالای سرم قوقولی قوقو میکنی مخم را بزنی فکر کردی نمیفهمم؟ مرغی که خروس را تحویل نگرفت.
یک شاه وقتی شاه است که چشم و دلش سیر شود وگرنه من از ملکه الیزابت و زندگی مرفهش چه کم دارم؟ هیچ! شاه که نباید هشتش گرو نهش باشد.
الان همه گوسفندهایشان را فروختهاند و آمدهاند تهران و برای ما آدم شدهاند و برایمان پشت میزنشین شدهاند. کسی در تهران جای شما را تنگ نکرده است
در دفتر تصمیمات مهمم مینویسم: «خیابانهای باریک و غیر اصولی از نقشه حذف شوند!» از ماشین پیاده میشوم.باید خراب کرد شهری را که بالا و پایین دارد.
همین همسایه بالایی ما دیپلم هم ندارد و به سبب شوهر دکترش، خانم دکتر شده و نسخه هم میپیچید. اگر پول برای قهوه مرغوب ندارید خاویار بخورید
اینترنت باعث فحشا و فساد میشود اما تحقیقهایمان را هم باید در اینترنت انجام دهیم. اینترنت ما را حامله میکند و حتا توانایی سقط جنین را هم دارد.