پرونده از زمین تا سرزمین

تار‌هایی که از خاک جدا شدند

تار‌هایی که از خاک جدا شدند

این روایت من است؛ روایت هر تار‌ و پودی که از روستا جدا شده و در میان شلوغی شهر، دنبال هویت از دست‌رفته‌اش می‌گردد.

آواز ابوعطای آبدار

آواز ابوعطای آبدار

فقط باید به اصل خودمان برگردیم، به همان‌جایی که هم‌صحبت‌مان آب و خاک و زندگی بود. و اگر چنین کنیم، هنوز امید هست که قورباغه‌ها مجبور نشوند آواز ابوعطای آبدار بخوانند.

تقویم مادر بزرگ

تقویم مادر بزرگ

اگر امسال زمان با تقویم مادر بزرگ جلو می‌رفت ما امسال پاییزی نداشتیم و همه‌ی گردوها نصیب کلاغ‌ها شده بود، احتمالا شب چله‌ای هم در کار نبود و تمام هندوانه‌ها رو دست کشاورزان می‌ماند و ما از ته دل حسرت آبی که صرف کاشت آن‌ها شده بود را می‌خوردیم

صدا همان صدا بود

صدا همان صدا بود

این آگاهی تا جایی پیش می‌رود که خودمان را یکی از درختان بهاریِ صدا همان صدا بود؛ صدای شاخه‌ها و ریشه‌ها بود می‌بینیم.

هویت ما و ردپای کوچ

هویت ما و ردپای کوچ

چرا همچنان در روزگار مدرن و زندگی توام با تکنولوژی و فناوری، توجه به میراث معنوی و فرهنگی عشایر اهمیت دارد؟ پاسخ بدون شک در تکه‌های کوچکی نهفته است که تاروپود هویت ما را می‌سازد.

به بالا بروید